خرید بک لینک
اميد پورعزيزگروه مقالات: چند روز پيش چندين سازمان بين المللي حقوق بشري از دولت آمريكا تقاضا كردند كه با بخشش ادوارد اسنودن، زمينه بازگشت او به آمريكا را فراهم كنند و البته شخص او نيز از تمايل خويش براي بازگشت به آمريكا سخن گفته بود اما اينكه اين مسئله چقدر احتمال تحقق دارد، مي تواند قابل بحث و بررسي باشد.بياد دارم كه در كتب دوران كودكي و مدرسه داستاني مبني بر معجزه اي كه براي حضرت يونس اتفاق افتاد را خوانده بودم كه ظاهرا اين داستان در قرآن هم نقل شده است. هرچند در روياهاي كودكي ام اين داستان برايم جذاب و مهيج مي نمود، ولي هر چه بزرگتر شدم باورش برايم سخت تر بود. تا اينكه همين اواخر ناخودآگاه به ذهنم رسيد كه موقعيت فعلي ادوارد اسنودن چقدر به آن داستان شبيه است. البته اين قياس به هيچ وجه از منظر اعتقادي و ديني نبوده و نيت مشابه سازي شخصيتي و مفهومي نيست، بلكه اين شباهت صرفاً در موقعيت داستاني و فضاسازي آن ها مي باشد. هر چند اسنودن با پناه بردن به روسيه توانست جان خود را حفظ نمايد و از رفاه نسبي برخوردار باشد ولي مسلما آزادي هاي لازم و اختيار بازگشت به وطنش از او سلب شده و گويا در دل اقيانوس اسير شده است. لذا دور از ذهن نمي باشد كه او مورد عنايت ويژه رئيس جمهور آمريكا واقع شده و در يك رفتار انساني زمينه بازگشت اش به آمريكا فراهم شود.اما اينكه چرا اسنودن لياقت بخشش را دارد مسئله پيچيده اي ست كه مي توان بررسي نمود. ادوارد اسنودن كه پيمانكار سازمان امنيت ملي آمريكا بود در يك اقدام متهورانه هزاران سند اين سازمان را به صورت غيرقانوني استخراج و منتشر نمود كه دردسر بزرگي را روي دست دولت آمريكا گذاشت و به خيانت متهم شد. البته او تنها فردي نبود كه دست به اين كار زد، چرا كه جوليان آسانژ سوئدي، موسس سايت افشاگر ويكي ليكس نيز شايد در سطحي وسيع تر به اقدامي مشابه دست زد و نه تنها آمريكا بلكه اسناد برخي كشورهاي ديگر را نيز افشاء نمود. هر چند دردسرها و اتهامات آسانژ فراتر از اسنودن مي باشد. در نگاه اول اعمال هر دوي اين افراد غيرقابل قبول و غير قانوني مي باشند. ولي بعد از گذر زمان احساس مي شود كه هر دوي آنها در نهايت تا حدي موجب ارتقاء دموكراسي و آزادي بيان و تضعيف خودكامگي و پنهان كاري شدند. بعنوان مثال روش و شيوه اي كه جورج بوش در آمريكا و توني بلر در بريتانيا در پيش گرفته بودند و منجر به جنگ افغانستان و عراق شد، زير سوال رفت و عملا لزوم توجه به حق رأي دهندگان براي آگاهي از واقعيات دنياي پيرامونمان دقيقا همانگونه كه هست، نه آن گونه كه سياستمداران ترجيح مي دهند مجسم كنند، بيشتر عيان شد. لذا شايد بعد از آن سال هاي تلخ در سيستم اطلاع رساني عمومي، آمريكا نياز به يك شوك عميقي همچون افشاگري ادوارد اسنودن داشت تا به خودش بيايد و حاشيه امن سياست مداران به چالش كشيده شود. چرا كه در نهايت پاسخگويي آنها در مقابل افكار عمومي افزايش مي يابد. حكومت ها اغلب تمايل دارند كه اكثر اطلاعات خود را امنيتي تلقي كرده و از دسترس عموم خارج كنند. زيرا با اين روش، دردسر رسانه ها و جامعه مدني در زمينه انتظار پاسخگويي كم تر شده و سياستمداران راحت تر مي توانند هر آنچه مي خواهند انجام دهند ولي اتفاقات اخير موجب شد مسئوليت پذيري سياستمداران علي الخصوص در مورد مسائل حساس داخلي و بين المللي افزايش يافته و هميشه نگراني پاسخگويي و افشاي تمام مسائل پشت پرده را داشته باشند.با اين اوصاف هرچند شخص ادوارد اسنودن ضرباتي به دولت و امنيت ملي آمريكا وارد نمود ولي به تبع اين اقدام او عيار دموكراسي و مسئوليت پذيري افزايش يافته و درنهايت جامعه از آن منتفع شد. لذا شايد چندان غير انساني نباشد كه دولت آمريكا بصورت مشروط بسياري از اتهامات وارد شده بر ادوارد اسنودن را ناديده بگيرد يا مشمول تخفيف بداند. همچنين نبايد اين مسئله را ناديده گرفت كه او با وجود اينكه مي توانست در قبال امكانات و پيشنهادات وسوسه كننده كشور رقيب، مزدور آن ها شود، از اين كار امتناع ورزيد و ميهن پرستي و وفاداري اش را به اثبات رساند، هر چند به صورت مقطعي ناچار بود براي حفظ جان خود به دهان شير پناه ببرد. زيرا در آن زمان و اوج حساسيت و هيجان ناشي از اقدامات او، تنها كشور امن برايش همان روسيه بود. البته روس ها هم صرفا براي دهن كجي و تحقير آمريكا به او پناه دادند و احتمالا خودشان مي دانستند كه از اين شخص منافع استراتژيك خاصي عايدشان نمي شود. با تمام اين اوصاف بنظر مي رسد كه بخشش مشروطي كه احتمالا مي تواند از جانب اوباما در روزهاي پاياني رياست جمهوري اش شامل حال اسنودن شود، در قضاوت تاريخ نقطه عطفي در كارنامه او خواهد بود. اما اينكه او چقدر جسارت چنين كاري را داشته باشد را بايد به نظاره نشست.

برچسب: نویسنده: حمید قلی خانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:19

صفحه بندی