محمد توکلیاز همان روز نخست اجرای برجام از جمله موارد پر تکرار در اظهارات رسانه های منتقد دولت و برخی مسئولان کشور اشاره به بدعهدی امریکا بوده است. با گذشت زمان این کلید واژه به اظهار نظرهای مقامات دولتی هم وارد شد و در کمال تعجب شاهد این بودیم که بخشی از همان نظرات رسانه های دلواپس در این موضوع عینا در سخنرانی های حضرات دولتی انعکاس می یافت. و طبیعتا صداوسیما هم که منتظر چنین فرصت هایی است همان بخش اندک را با حذف دیگر صحبت های مقامات دولتی به شدت پررنگ کرده و می کند.نکته ی جالب توجه در این گونه اظهارات چه از سوی مقامات دولتی چه از طرف سایر مسئولان و چه از سمت منتقدان دولت این است که اساسا هیچ مصداقی از این بدعهدی ادعایی ارائه نمی شود و تنها درباره ی اینکه امریکا برجام را نقض کرده است با ادبیات مختلف سخنانی می گویند بدون اشاره به حتی یک مصداق از این عهد شکنی. این روند ادامه داشت تا همین چند روز پیش که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بالاخره وارد مصادیق شد و چند مورد از این بدعهدی ها را منتشر کرد. با هم بررسی اجمالی بر این موارد داشته باشیم و سپس به این سوال بیندیشیم که آیا این موارد مصداق نقض برجام از سوی امریکاست؟1ــ دولت آمریکا بر پایه سیاست های خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران و توهّم تأثیر تحریم ها بر سیاست های اصولی نظام جمهوری اسلامی، تلاش دارد اجرای برجام موجب تضعیف تحریم های اولیه آمریکا نشود و به سبب اشراف سیستم مالی آمریکا بر سیستم مالی بین المللی، بانک های بزرگ جهانی هنوز به نگرانی از جرایم سنگین گذشته سیستم کنترلی آمریکا، در نزدیک شدن و همکاری با ایران احتیاط می کنند.2ــ بیمه های بین المللی: اگرچه بخشی از خطرات سنگین با وساطت اوفک پوشش داده شده است لکن هنوز این پوشش کامل و فراگیر نشده است.3ــ آمریکا با اعمال محدودیت در تحریم های اولیه هنوز فضای نقل و انتقال پول و ارز را در درون سیستم دلار برای ایران باز نکرده و نقل و انتقالات ایران با مشکلات و موانع جدی روبه روست.4ــ عدم همکاری طرف های مقابل در راستای اثربخشی رفع تحریم ها بر اساس برجام:جمهوری اسلامی ایران از زمان اجرایی شدن برجام تعهدات خود را به طور کامل انجام داده و در نتیجه همین پایبندی توانسته است از برخی ستانده ها در ابعاد فنی، حقوقی و اقتصادی بهره ببرد، امّا در خصوص رفع تحریم های اقتصادی، مقصود دولت و ملت ایران در حدود مورد انتظار محقق نشده است. علیرغم اینکه طرف مقابل نیز در ظاهر به اجرای برجام متعهد است ولیکن هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد.5ــ یکی از ابعاد بدعهدی و پیمان شکنی آمریکا در اجرای برجام، وضع تحریم های جدید به بهانه های مختلف است.6ــ در متن برجام به صراحت بیان شده است که از روز اجرا نقل و انتقال منابع مالی بین اشخاص حقیقی، حقوقی یا نهادهای اروپایی از جمله مؤسسات مالی و اعتباری اتحادیه اروپایی و اشخاص حقیقی، حقوقی یا نهادهای ایرانی از جمله مؤسسات مالی و اعتباری ایرانی، بدون الزام به اخذ مجوز یا اعلام مجاز خواهد بود. . . . بر اساس متن صریح برجام، نقل و انتقال آزادانه وجوه باید مجاز تلقی شود، اما به نظر می رسد عواملی نظیر جریمه های سنگینِ وضع شده علیه بانک های اروپایی به دلیل نقض تحریم ها و هم چنین طراحی فضای تردید و نگرانی با استفاده از تهدیدهایی نظیر محرومیت در دسترسی به نظام مالی و بانکی ایالات متحده، باعث شده که این بانک ها حتی برای تعاملات به ظاهر مجاز نیز تمایل به دریافت مجوز داشته باشند.7ــ محرومیت ایران از مبادله مالی با دلارپیش از شروع بررسی این هفت مورد باید به این نکته اذعان کرد که بیش از نیمی از گزارش ارائه شده کمیسیون درباره برجام درباره ی نتایج امیدوار کننده ی اجرای برجام است که متاسفانه این بخش از گزارش بواسطه جوّ غالب سیاست بازی ها در فضای رسانه ای کشور آنطور که باید و شاید در رسانه ها و صداوسیما منعکس نشده است. آنطور که از گزارش نمایندگان محترم برمی آید به نظر می رسد حضرات هنوز برجام را به درستی درک نکرده اند و آن را حلّال همه ی اختلافات و تنش های گسترده ی ایران و امریکا یافته اند که از اجرایی شدنش انتظار دارند که اختلافات شدید بین دو کشور در حوزه هایی غیر هسته ای را هم رفع کند. برجام به زبان ساده راه حلی است برای یک مورد اختلافی از چندین اختلاف بین ایران و امریکا. مانند این است که دو نفر در سه موضوع با هم اختلاف دارند و بعد از گفتگوهایی در مورد الف به توافقی می رسند، منطقا نمی توان متوقع بود که این دو نفر در دو مورد دیگر که درباره اش حرفی نزده اند هم بر اثر توافق بر مورد الف، دیگر دچار تنش نشوند.برخی از مواردی که به آن در گزارش کمیسیون بعنوان نقض عهد طرف مقابل اشاره شده است از همین جنس است و برخی دیگرش هم ناشی از تحریم هایی است که ارتباطی به پرونده ی هسته ای نداشته است و قاعدتا نمی توان متوقع بود که مذاکراتی که موضوعش هسته ای است مسائلی غیر مرتبط با این موضوع را حل نماید. مواردی که مرتبط با تحریم دلاری است اساسا ارتباطی به موضوع هسته ای نداشته است و مرتبط با تحریم های اولیه امریکاست، اگر این حضرات به واقع اعتقادی به تاثیر تحریم های اولیه در کندی اجرای برجام دارند می بایست راه حلی هم برای رفع آن ارائه دهند. تیم سیاست خارجی دولت در دورانی که مذاکره با امریکا ممنوع است چگونه می تواند تحریم های اولیه را برطرف کند؟نکته ی دیگر اشاره شده در این گزارش عدم تمایل برخی بانک های بزرگ و بیمه ها و سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در کشور است و این موضوعات را مرتبط با فشارهای امریکا و نقض برجام عنوان کرده اند. سوالی که اینجا می توان مطرح کرد این است که آیا طرف مقابل مطابق برجام موظف بوده است که بانک ها، بیمه ها و فعالان اقتصادی را مجبور به همکاری با ایران کند؟ یا تنها وظیفه ی آن ها اصلاح قوانینی بوده است که مطابق آن قوانین اجازه ی همکاری با ایران از فعالان اقتصادی سلب شده بود؟ اگر طبق بند هشت نامه ی رهبری به رییس جمهور در خصوص اجرای برجام مرجع، متن مذاکرات (که قاعدتا برجام هم جزئش هست) باشد مشاهده می شود که طرف های مقابل در 26 دی 94 به کلیه تعهداتشان مطابق برجام عمل کرده اند.در خصوص امکان اعمال تحریم ها در حوزه های دیگر هم مسئله ای اساسی است که از همان روزهای اولیه مذاکرات هشدارهایی داده شده بود که وقتی موضوع مذاکره هسته ای است و در سایر مسائل امکان مذاکره فعلا وجود ندارد امکان اینکه تحریم ها به سایر حوزه های اختلافی سرایت کند وجود دارد و راهی که این مسئله را حل می کند نه ارتباط دادن موضوعات غیر مرتبط با پرونده ی هسته ای به نقض برجام بلکه اعتماد به توان دیپلماسی کشور و تفویض اختیاری به اندازه ی مسئولیتشان است. اینکه از یک سو دست و پای دیپلمات ها را ببندیم و از طرف دیگر خواهان رفع تحریم ها باشیم نمی تواند انتظاری چندان منطقی باشد.