| امید پورعزیز یکی از آفت های سابقه دار فضای سیاسی ایران بحث اپوزسیون نمایی در عین منفعل بودن و بدون پشتوانه فکری مستدل است که این امر عملا منجر به نوعی حذف خودخواسته و عدم تأثیرگذاری بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در مسائل حساس و حیاتی مملکت می باشد. البته در تعریف کلاسیک ادبیات سیاسی حتی در بعضی مواقع انفعال و بایکوت سیاسی هم می تواند به عنوان یک فعل و واکنش سیاسی محسوب شده و کارکرد مختص به خودش را داشته باشد. ولی تشخیص درست موقعیت و تدوین استراتژی دقیق و به موقع در این مسیر بسیار حساس و پیچیده می باشد. لذا در صورت اتخاذ چنین رویه هایی نیز عملا ضعف درمدیریت صحیح و سازماندهی هدفمند، پاشنه آشیل چنین استراتژی هایی خواهد بود. اما در کشور ما با توجه به چنین مفاهیم پیچیده و تفسیربرداری متأسفانه در نزد بخشی از جامعه نوعی ساده انگاری و اختلاط مفاهیم حادث شده است. این طیف از جامعه تصور می کنند با زدن دست رد به هر نوع دخالت سیاسی و پرهیز از مشارکت در هر سطحی از امور سیاسی به مثابه همان تأثیر معکوس انفعال محسوب شده و منجر به نتایج سیاسی مدنظرشان خواهد شد. درصورتیکه این حد از ساده سازی مفاهیم و تشخیص های غیرتخصصی و فردی عملا نمی تواند نتایج امیدوارکننده ایی را برای جامعه رقم بزند. اگر بخواهیم مصداقی تر بحث کنیم در ارتباط با مسئله انتخابات و عدم مشارکت طیف وسیعی از جامعه، این آفت بیشتر نمود پیدا می کند. در واقع دلیل اصلی این مسئله تشخیص های سطحی و غیر تخصصی در جامعه پیچیده و در حال گذار به مدرنیته ایران می باشد. در جوامع امروزی هر روز پارامترها و شاخصه های سیاسی و اجتماعی تغییر می کند و در هر شرایطی استراتژی و سیاست ورزی خاص خودش را طلب می کند که مسلما تشخیص تمامی جوانب آن از عهده مردم عادی جامعه خارج بوده و متخصصین و تحلیلگران خاص خودش را طلب می کند. ولی مسئله عدم اعتماد و عدم به رسمیت شناختن تخصص گرایی و خردگرایی در حوزه های انسانی یکی از معضلات عمده جامعه امروز ما محسوب می شود. البته این مسئله برای امروز و مختص این انتخابات اخیر نیست، بلکه ما همواره در این زمینه چالش های جدی داشته ایم که اغلب در زمان های پرشور انتخاباتی سعی شده با احساسات و هیجانات مضاعف تا حدودی این نواقص پوشش داده شود. ولی مسلما با اقبال مقطعی و موقتی در ایام انتخابات این نقیصه بصورت ریشه ایی برطرف نمی شود. مردم ایران در راستای گذار به دموکراسی می بایست یکبار برای همیشه با این مسئله بشیوه عقلانی و واقع بینانه مواجهه داشته باشند. یکی از اصلی ترین راهکارهای دموکراتیک پذیرفته شده جهانی در این زمینه تحزب گرایی و یاری جستن از احزاب ساختارمند و مستحکم می باشد. مردم با اقتدا به حزب مد نظرشان عملا نیمه بیشتر راه را رفته و مشارکت شان را بواسطه حزب مبذول می دارند، و حتی چنانچه تصمیمات جدی و تأثیرگذار نیز مدنظر باشد از فیلتر حزب می گذرد. هرچند احزاب هم می توانند به بیراهه رفته و به جمع بندی های غلطی برسند، ولی چون بین احزاب رقابت سالم وجود دارد عملا آن سرخوردگی و یا حتی آنارشیسم نظام های بدون حزب به میان کشیده نمی شود. البته یکی دیگر از دلایل عدم اعتماد عمومی بین مردم و دست اندرکاران، به تناقض ها و تضادها و شعارزدگی مضاعف در جامعه بازمی گردد. مردم ایران همواره در بین تعارضات و عدم شفافیت های بسیاری روزگار گذرانده اند و همچنین به واسطه تداخلات ناشی از ایدئولوژیک بودن عده ایی و منفعت گرایی و یا حتی قدرت طلبی برخی، عملا به مرور زمان به این بدبینی ها دامن زده شده و جامعه در یک رویکرد واکنشی عملا با هرچه هست و نیست در تقابل است. این حد از سرخوردگی، بی انگیزگی و ناامیدی تبعات جدی را برای جامعه بهمراه دارد و جبران این اوضاع نابسامان روز به روز سخت تر و پرهزینه تر می شود. لذا جامعه در مقام مقابله به مثال و تسویه حساب برآمده و به مرور عقلانیت و منافع مشترک جای خودش را به فردگرایی و منفعت طلبی شخصی می دهد و بازگشت به رویه اخلاق مدار و مسئولانه روز به روز سخت تر و پرهزینه تر می شود. هرچند در این دوره برخی از سیاسیون دلسوز و دغدغه مند همچون روحانی تا حدودی درصدد بهبود شرایط موجود و توجیه عقلانی مردم هستند، ولی متأسفانه تأثیر تخریب ها، رفتارهای گذشته و کاهش انرژی نیروهای تحول خواه عملا نیروی محرکه لازم برای یک خیزش فراگیر عمومی و باورمندی بر توان و اراده خویش شکل نگرفته است. امید است بعد از روزهای پرشور انتخاباتی راهکارهای عملیاتی و علمی دقیقی جهت بهبود این شرایط فراهم شده و زمینه رشد و هم افزایی مضاعف ملی فراهم گردد. |
برچسب:
نویسنده: حمید قلی خانی