اما آیا همه تقصیر به گردن مسئولان صداوسیماست؟ قطعا سازمان سیاسی – رسانهای صداوسیما ناکارآمدیهای مشخص و عیانی دارد و نمیتوان از کنار آن به سادگی گذر کرد و این یک واقعیت غیرقابل انکار است که رادیو و تلویزیون ایران نسبت به رقبای منطقهای و فرامنطقهای اش هم از جنبه سرعت اطلاع رسانی و هم از لحاظ دقت وصحت در این امر خطیر فاصله قابل ملاحظهای دارد. جذابیتهای حرفهای صداوسیما هم پاشنه آشیل همیشگی این رسانه انحصاری است و تصور مسئولان صداوسیما آن است که میتوانند با رنگ و لعاب دادن به استودیوهای خبر و یا کارهای گرافیکی این ضعف را بپوشانند.
واقعیت آن است که در کنار تمامی این نقدها و اعتراضات به جا به عملکرد و کارنامه صداوسیما در حوادث این چنینی اساسا این سازمان نقش تصمیم گیر ندارد و نوع انعکاس اخبار و چگونگی پرداختن به آن به شکل دستوری از نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی به این سازمان ابلاغ میشود و در صورت تخطی از آن الگوهای ابلاغ شده با تذکر جدی نهادهای ذی ربط مواجه خواهند شد. میتوان از زاویهای هم این الگوی رسانهای را در کشوری مانند ایران که تنها رسانه صوتی و تصویری کشور ذیل حاکمیت تعریف میشود پذیرفت که در حوادثی مانند آن چه دیروز در پایتخت رخ داد شاهد اطلاع رسانی بر اساس مدل «دستور از بالا» باشیم.
بنابراین در این مورد خاص اگر نقد و اعتراضی باشد - که هست - به افراد تصمیم گیری بر میگردد که این الگوی خبررسانی را به صداوسیما ابلاغ کردهاند و در یک نگاه کلانتر میتوان نقد اصلی و واقعیتر را به سمت و سوی تصمیم گیرانی برد که اجازه متنوع شدن شبکههای رادیویی و تلویزیونی با حضور بخش خصوصی در این میدان را نمیدهند. حضور شبکههای رادیو- تلویزیونی خصوصی میتواند باعث آن شود که این ساختار متصلب اطلاع رسانی که در بیشتر موارد هم به دامن زدن ابهامات و التهابات منجر شده است اندکی تغییر کرده و دیگر شاهد آن نباشیم که در زمان پر تب و تاب یک عملیاتتروریستی از شبکههای تلویزیونی برنامه آشپزی پخش شود و شبکهای که مدعی خبررسانی به لحظه است مردم را از قیمت سکه و ارز مطلع سازد!
برچسب:
نویسنده: حمید قلی خانی