مصداق اول، واکنشها به گفتههای رییسجمهور روحانی در خصوص نقش مردم در حکومت بود. افرادی این سخن را تنها به دلیل آن که از سوی رقیب سیاسی شان مطرح شده است برنتافته و در نقد آن بیانیههای غلاظ و شدادی را منتشر کردند. اقلیتی تندرو نیز شروع به هتاکیهای مجازی علیه منتخب اکثریت کرده و مجتهد منتخب اکثریت را به کج فهمی در امر دین متهم کردند. با نگاهی به آن چه روحانی گفته است میتوان متوجه شد که سخن رییسجمهور دقیقا منطبق بر نگاه رهبری فقید و امروز نظام در این موضوع است و مشخص نیست که تندروهایی که در ظاهر مدعی ولایت مداری هستند به چه دلیل برای مطرح شدن سخنان رهبران نظام از سوی رییسجمهور این گونه بر آشفته شده اند. شاید بتوان دلیل این برآشتفتگی را در توجه بیش از حد به «من قال» به جای «ما قال» دانست.
مصداق دیگری که در چند روز اخیر سروصدای بسیاری هم به وجود آورده است انتقاد رییسجمهور از به انحراف کشیده شدن اجرای اصل44 بوده است. روحانی با کنایه از «دولت با تفنگ» یاد کرد که به جای بخش خصوصی واقعی در اقتصاد حضور دارد و البته در کنارش هم از وزرای بدقول خود نیز انتقاد کرد که همچنان از شرکتهای دولتی دل نمیکنند و بر سر راه واگذاریها به بخش خصوص سنگاندازی کرده اند. این سخنان با نقدهایی از سوی فرماندهان نظامی و برخی سیاسیون اصولگرا مواجه شد. واقعیت آن است که چهره هایی مانند احمد توکلی، محمدرضا باهنر، الیاس نادران، غلامرضا مصباحی مقدم و. . . که از چهرههای شناخته شده اصولگرایان هستند بارها در خصوص اجرای انحرافی اصل44 نقدهایی را مطرح کردهاند و اتفاقا میتوان در بین نقدهایشان انتقاد از واگذاری شرکتها و کارخانجات دولتی به نهادهای نظامی را هم یافت.
حال سوال این است که چرا این حضرات، امروز که رییسجمهور همان سخن و دغدغه آنان را با زبانی صریح مطرح کرده است سکوت کرده و سخنی در حمایت از گفتههای روحانی بر زبان نمیآورند؟! در این مصداق هم میتوان بی توجهی به کلام مولا علی (ع) را پیدا کرد. آقایان اصولگرا تنها به واسطه آن که حتی پس از اتمام روزهای انتخابات هم خود را در رقابت با گوینده این سخنان میپندارند سکوت راترجیح دادهاند حتی در شرایطی که «ما قال» همان سخنی است که همین افراد به آن کاملا باور دارند.
برچسب:
نویسنده: حمید قلی خانی