این وضعیت پیش آمده و نقدهایی که به عملکرد دولت وارد میشود چه تاثیری در انتخاباتهاي آینده خواهد داشت؟ آیا باعث ریزشی در آرای اصلاحطلبان میشود؟
در انتخابات آینده ممکن است ریزش جدی شرکتکنندگان را شاهد باشیم اما این بدان معنی نیست که رقبای آقای روحانی و جناحهاي امتحان پس داده بتوانند به پیروزی دست یابند و یا معجزه هزاره دیگری به مردم تحمیل شود. مردم تجارب خوبی کسب کرده اند و میدانند که ظهور یک احمدینژاد دیگر چه نتایجی را در پی خواهد داشت. اگر آقای روحانی رفتار بهتری در مدیریت دولت و بحث اقتصادی از خود نشان دهد و عملکرد دولت در نقاطی که مردم روی آنها حساسیت دارند بهتر باشد اقبال مردم را به دنبال خواهد داشت. البته باید توجه کنیم که آقای روحانی هیچوقت خود را یک اصلاحطلب ندانسته و همواره بر منش اعتدالی خود تاکید داشته است و در بزنگاه هایی مانند انتخاب کابینه نیز این مورد را به وضوح ثابت کرده. اصلاحطلبان هم در مورد ایشان چنین نظری ندارند و ایشان را در بین گزینههاي موجود بهترین گزینه ميدانستند و از این انتخاب به دنبال نتایجی بودند که حس میکنم این نتایج تاکنون حاصل شده است و جای پشیمانی از این انتخاب وجود ندارد زیرا مفهومی که رقبای آقای روحانی را بهتر توصیف کند را نمیتوان از این نقدها برداشت کرد. آقای خاتمی نیز همین نظر را دارد که جناحها و افرادی که در موضع رقابت و تقابل با آقای روحانی قرار دارند به دنبال دسیسه و کیسه دوزی نباشند.
میفرمایید که اشاره آقای خاتمی به دسیسهگری متوجه منتقدان نیست و به سواستفاده گران اشاره میکنند؟
منتقد دسیسه گر نیست و او را برآمده از جامعه متن جامعه ميدانیم. در جامعهی ما مثل همه جای دنیا فضای ارتباطی زیادی وجود دارد و صداها به گوش میرسد. این فضای نقد را باید با احترام نگریست که جامعه حتی با ادبیات تند بتواند به نقد رئیسجمهور بپردازد. مطمئنا مردم علاقمند هستند رئیسجمهوری را داشته باشند که به شعارهایی که در دوره انتخابات مطرح کرده پایبند باشد.
این شائبه به وجود آمده که اصلاحطلبان بعد از انتخابات تغییر میکنند. مثال هایی نیز در این رابطه وجود دارد از جمله رای به ریاست شخص دیگری غیر از محمدرضا عارف در مجلس و یا برخی نظرات مطرحه توسط منتخبین که در تعارض جدی با دیگاههاي جریان اصلاحات است. تا چه میزان این موضوع را درست میدانید؟
این مشکلات به جریان اصلاحات ربط چندانی نمیکند. این نمایندگان باید از چندین صافی از جمله شورای نگهبان بگذرند تا در مرحله آخر با رای مردم به مجلس راه یابند. اگر جریان اصلاحات میتوانست کاندیداهای اصلی خود را معرفی کند مطمئنا این مسائل پیش نمیآمد. هم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و هم در انتخابهاي دیگر ما باید با این مشکل دست و پنجه نرم کنیم و مجبور به انتخاب از بین گزینههاي محدود هستیم. به طور واضح و مشخص شورای نگهبان نیز به دنبال حذف ژنرالهاي اصلاحات و کم کردن اعتماد مردم به این جریان سیاسی ریشه دار است. در مقابل این استراتژی شورا، اصلاحات نیز راه چاره را در انتخاب از میان نیروهایی تا حد ممکن نزدیک به جریان فکری خود، دید و همان طور که میدانید در چنین انتخاب هایی امکان ریزش و خطا وجود دارد. نباید به دلیل این ریزشها و انتخابها به سرزنش اصلاحات پرداخت و باید به دنبال حس مشکل در جایی دیگر بود.
برچسب:
نویسنده: حمید قلی خانی