خرید بک لینک
نادر فتورهچی
از میان تمامی «مهملات» و «لاطائلات» به ظاهر «کارشناسانه» ای که اینروزها در رسانههایی که فقط صدای « زائده دولت» را بازتاب میدهند ، آنچه که بیش از همه نشانه «کوری» بود، تقلیل هویت سیاسی-اجتماعی معترضان به «فقیر» بود.

«فقیر» یک انگِ دولتیست. یک هویت تحمیل شده توسط دولت به حذفشدگان و نابرخورداران از رانت و ارزشها.
از نظر حکومت و «زائده »اش، «فقر» یک «گناه» است. بارها از زبان ملیجکهای توئیتری و اسکایپی شبکههای بی.بی.سی و من و تو و شرق و شبکه خبر و ... شنیده ایم که میگویند «کسانی که فقیرند، خودشان مقصرند. کار نمیکنند. تنبلاند. جنم و جربزه پول در آوردن ندارند».
آنها هرگز نمیگویند:«آنها فقیرند، چون فرصتها و امکانات در اختیار آقازادهها، چاپلوسها و سرسپردههاست».

«فقر» یعنی «وضعیت طبیعی محذوفان». این وضع «طبیعی» در روزهای اخیر «غیرطبیعی» شد. چرا؟ چون «بیچیز»ها خواستند «چیزی شوند».خواستند «صدا داشته باشند». خواستند بگویند «ای رسانهها و ای کارشناسان ابله! ای خوشحالانی که نگران خودکشی نهنگها هستید! ای کسانی که همه چیز جز زندگی و سرنوشت ما برایتان اولویت دارد! ما زندگی و سرنوشتتان را از اولویت میاندزیم!».

این شکل از اعلام حضور، بیتردید به جهت بیدرایتی ۴۰ ساله در لت و پار کردن تمامی مخالفان، جلوگیری از تشکیل سندیکا، جلوگیری از هر شکلی از سازمانیابی غیردولتی و غیر وابسته، بستن مطبوعات آزاد، دستکاری «جامعه مدنی»، محدود کردن حق انتخاب به «بد» و «بدتر» و ...به شکلی اجتناب ناپذیر به شکل «خشم» بروز میکند.

حکومت (هر حکومتی، چه ایران، چه آمریکا، چه فرانسه) به واسطه ماهیت محافظهکارانه و ارتجاعیاش، بلافاصله این خشم را که مرحله طفولیت هویتیابی محذوفان است، به «اغتشاش» تفسیر میکند.

تمام حرف همینجاست، آنها به دلیل نداشتن تربیت سیاسی، یعنی فرصتی که بیست سال است اصولگرایان و اصلاحطلبان از آنها دریغ کردهاند، این خواست را به شکلی بیان کردهاند که از قضا تمام توجهات را به سمت «فرم بیان»(لحن) سوق داده و محتوا را کماکان «نادیده» گرفته است.

برچسب: نویسنده: حمید قلی خانی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 1:35

صفحه بندی